تبلیغات
بچه + - عشق دریایی...

بچه +

دلم خواب اصحاب کهف میخواد درآغوشت ....

عشق دریایی...

قطره‌ دلش‌ دریا می‌خواست ، خیلی‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خداوند گفته‌ بود. 

هر بار خداوند می‌گفت : از قطره‌ تا دریا راهی ا‌ست‌ طولانی ، راهی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری ، هر قطره‌ را لیاقت‌ دریا نیست. 

قطره‌ عبور كرد و گذشت ، روان‌ شد و راه‌ افتاد و هر بار چیزی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری‌ آموخت. 

تا روزی‌ كه‌ خداوند گفت : امروز روز توست ، روز دریا شدن ، خداوند قطره‌ را به‌ دریا رساند ، قطره‌ طعم‌ دریا را چشید ، طعم‌ دریا شدن‌

 را ، اما... 

روزی‌‌ به‌ خداوند گفت : از دریا بزرگتر ، آری‌ از دریا بزرگتر هم‌ هست ؟ 

خداوند گفت:  اری

قطره‌ گفت : من‌ آن‌ را می‌خواهم ، بزرگترین‌ را ، بی‌نهایت‌ را. 

خداوند قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ ، گفت : اینجا بی‌نهایت‌ است.
 
آدم‌ عاشق‌ بود ، دنبال‌ كلمه‌ای‌ می‌گشت‌ تا عشق‌ را توی‌ آن‌ بریزد ، اما هیچ‌ كلمه‌ای‌ توان‌ سنگینی‌ عشق‌ را نداشت ، آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توی‌ یك‌

 قطره‌ ریخت ، قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد و وقتی‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكید ، خداوند گفت : حالا تو بی‌نهایتی ، چرا كه‌ عكس‌ من‌ ، در

 اشك‌ عاشق‌ است ...

 





طبقه بندی: مطالب عاشقانه،
[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 01:48 ق.ظ ] [ مهراوه ... ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه